✅ نقدی بر آخرین نوشته احسان محمدی ؛ 🔴 فاصله تیتر تان با واقعیت ، از زمین بود تا آسمان …




○ امروز و در رسانه وزین فرهنگستان فوتبال با تیتری مواجه شدم ، که احوال من ابتدائا از انتشار آن تیتر در این مجموعه متعجب و در ادامه با خواندن نام نامی نویسنده متعجب تر گشت ؛

○ شاید همان اندازه که از نگاه احسان محمدی به ابعاد اجتماعی و … لذت می برم ، به همان میزان نیز از ورود نا آگاهانه این بزرگوار به عرصه ورزش و یا عبارتی دقیق تر فوتبال کشور مان انتقاد دارم ؛

○ بر همگان مبرهن است که تاثیر یک مقاله در وهله اول از تیتر آن است و نویسنده در گام اول دچار یک خطای محاسباتی شد که در قالب همان تیتر خود نیز آن را بروز داد ؛

○ واقعیت ماجرا این است که تیتر ” چند می گیری کار شناس فوتبال تلویزیون بشی ؟ ” از دید شما به وضوح بیان گر اختلاف در پرداختی تهیه کنندگان به میهمان و کار شناس برنامه مورد نظر است ، که به افکار عمومی این ذهنیت را متبادر می سازد که اگر دریافتی فلان مهمان و یا بهمان کار شناس کم تر باشد ، اوست که از شانس بیشتری برای ورود به استودیوی ” جعبه ای که دیگر جادو نمی کند ” برخور دار خواهد بود ؛

○ برادر و استاد عزیزم ؟
اما فاصله تیتر شما با واقعیت فوتبال ایران از زمین است تا آسمان …

○ بهتر نبود نوشته ای چون :
” چند می گیری کار شناس تلویزیونم کنی ؟! ” را برای تیتر نوشتار تان بر می گزیدید ؟
اما البته که بهتر نبود !
چون آن وقت قطعا با نگاه و عرایض تان که مستخرج اطلاعات تان در مقاله مذکور نیز است ، هم خوانی نداشت ؛

○ آقای محمدی و مخاطبان عزیز
امروز متاسفانه در دورانی به سر می بریم که یک بازیکن مطرح فوتبال به محض باز نشستگی ، به صرف ارتباط و دارا بودن زبان مشترک با مجریان و تهیه کنندگان سیما ، نه تنها حاضر است رایگان تصویر وی به روی آنتن برود که حتی پس از مدتی و به محض آن که سکان هدایت تیمی را به دست گرفت ، می بایستی سریعا در مقام جبران بر آید و بازیکن ، مربی و … مورد نظر همان افرادی که از وی یک شبه کار شناس و بعدا مربی ساختند را نیز به استخدام در آورد !

○ می بینید برادر ؟!
پس چک و چانه زدن کار شناسان با تهیه کنند گان برای دریافت پول بیشتر نیست که کار شناس فوتبال را مشخص می کند و این میزان پایبندی و ظرفیت امتحان پس داده آنان در زمان بازی گری است که چون نشان داده اند الطاف مجریان و تهیه کنندگان را در آینده فراموش نخواهند کرد ، فرصتی به دست می آورند تا به زبان بازی سخیف و با سطحی نازل در آنتن تلویزیون بپردازند ؛

○ عالی جنابان ؟
نویسنده به آن چه ادعا می کند واقف و به لطف خط قرمز های حقوقی و … تنها به پاره ای از زد و بند های پشت پرده فوتبال ایران ورود کرده است ؛

○ در شبکه ای ورزشی برنامه ای پخش می شود که دو مرتبه در هفته و شب ها دست پخت روزانه خود را به صرف شام به خورد مخاطبان کم شمارش می دهد و با فلفل ، نمک و زرد چوبه ای به مقدار لازم ، مربیان خود را با زیرکی روانه باشگاه هائی که دست شان به دهان شان می رسد می کند و ادامه ماجرا …

○ حال به چرائی بیکار نماندن برخی مربیان بی کار نامه و جا به جا شدن های متوالی آن ها از باشگاهی به باشگاه دیگر پی بردید ؟! یا بیشتر توضیح بدهیم ؟!

○ همان مربیانی که به دست اربابان شان در تلویزیون ، روز نامه ها و … حتی بعد از تمام ناکامی های شان در نتیجه گیری و کار نامه ضعیفی که از خود بر جای گذاشته اند ، کما کان حمایت می شوند و این چرخه فساد در فوتبال ایران را تکمیل کرده اند ؛

○ راستی !
شاید تیتر شما آن قدر هم بد نبود !
اما واقعیت فوتبال ایران آن قدر تلخ است ، که اجازه کوچک ترین خطائی را حتی به قلم ورزان ماهری چون شما نیز نخواهد داد !

📝 میلاد فاندر





نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .