گفت و گوی اختصاصی و خواندنی فوتبال ایرانی ، با ” امین یزدانی ” کارشناس و تحلیل گر برجسته شادگانی فوتبال کشورمان …




عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت شما جناب آقای یزدانی ، با آرزوی بهترین ها در قدم اول لازم می بینم که اگر امکانش است خودتان را به صورت کامل برای مخاطبان رسانه فوتبال ایرانی معرفی و یک بیوگرافی از جناب تان ارائه فرمائید ؟

بنده محمد امین یزدانی متولد ۱۳۳۷ درشهر شادگان استان خوزستان هستم

در یک خانواده متوسط رو به پایین متولد شدم و دیپلم خودم را در شهرم گرفتم و سپس تحصیلات عالیه خود را در آبادان تکمیل کردم و در سال ۱۳۵۸ به عنوان دبیر ادبیات فارسی و عربی در آموزش وپرورش استخدام شدم

از سی سال خدمتم در آموزش و پرورش ، مدت ۲۷ سال در روستا ها به تدریس پرداختم

و نهایتا در شهریور ماه ۱۳۸۶ به افتخار بازنشستگی نائل آمدم

بنده از همان کودکی به ورزش فوتبال عشق می ورزیدم و مانند هر بچه جنوبی درکوچه های خاکی شادگان به بازی فوتبال می پرداختم و شب ها به عشق فوتبال و توپ لاکی به خواب می رفتم

بنده در ۱۵ سالگی از طرف آقای نجم مربی جوانان پرسپولیس شادگان در سال ۱۳۵۲ به این تیم دعوت شدم و با بازیکنانی که ۴ الی ۵ سال از من بزرگ تر بودند ، اولین بازی خود را انجام دادم

سپس به تیم بزرگسالان پرسپولیس دعوت شدم و پس از انقلاب به تیم اول شادگان ، یعنی شهباز پیوستم و در سی سالگی بهمراه این تیم محبوب شادگان ، از دنیای فوتبال خداحافظی کردم

بنده در سال ۶۲ به تیم منتخب خوزستان دعوت شدم و جزء ۲۳ نفر آخر بودم که با تغییر ناگهانی سر مربی و مشکلات ناشی از عدم دادن مرخصی از طرف آموزش و پرورش ، نتوانستم در تمرینات حضور یابم و نهایتا نتوانستم در مسابقاتی که تحت عنوان لیگ قدس برگزار می شد ، در تیم منتخب خوزستان شرکت کنم

بنده درسال ۶۲ در تست شاهین تهران نیز شرکت کردم و مورد پذیرش و قبول جناب ناصر ابراهیمی و مرحوم ناظم گنجاپور قرار گرفتم ، ولی به علت مشکلات خانوادگی و از کار افتادگی پدر مرحومم نتوانستم در تهران بمانم و دوباره و دراوج جنگ تحمیلی به شادگان که در ۲۵ کلیومتری جبهه های جنگ بود ، برگشتم و در تیم محبوبم ، شبهاز بازی فوتبال را ادامه دادم

بسیار عالی ، جامع و صادقانه استاد یزدانی عزیز ،
شاید برای مخاطبین تخصصی رسانه فوتبال ایرانی شنیدنی باشد پاسخ این سوال ، که چه طور مردی از جنس جنگ و بر خواسته از منطقه ای محروم ، این چنین کارشناسانه و با دید وسیع ، تخصصی و حتی بعضا با زبانی عامیانه و گاهی نیز با لسانی برگرفته از شعر و چنین زیبا و الهام بخش فوتبال روز ایران و جهان را تحلیل می کند …
واضح خدمت تان عرض کنم ، این توان بالا و تخصص شگرف چه طور به دست آمده است ؟

بنده کار مربیگری را در تیم شهباز به عنوان بازیکن – مربی شروع کردم و به مدت ۱۰ سال هدایت این تیم را بر عهده گرفته بودم و عناوین زیادی را به همراه این تیم در سطح شهر و استان کسب کردم و بازیکنان بزرگی را تحویل فوتبال شادگان ، خوزستان و ایران دادم

سپس در سال ۱۳۸۰ به دلایل زیادی ، به طور کلی دنیای مربیگری را برای همیشه کنار گذاشتم ، اما همیشه روح و روانم با فوتبال عجین بوده و هست و هیچ گاه از مطالعه و دنبال کردن فوتبال در کلیه ابعادش دور نشدم

فوتبال را جزئی از وجودم می دانم و اگر آن را فرزندی از فرزندانم تصور کنم ، به بیراهه نرفته ام ، زیرا فوتبال جاذبه ای دارد که هیچ رشته ای از چنین قدرتی برخوردار نیست

ضمنا فوتبال و فرهنگی که بر فوتبال آن دوران حاکم بود ، می طلبید که عاشقانه به فوتبال به عنوان جزئی از زندگی روز مره تان نگاه کنید

عشق به فوتبال می تواند کلید تمام قفل های ناگشودنی را در اختیار تان بگذارد

وقتی با گوشت و پوست در زمین های خاکی و هوای گرم و شرجی ، همراه با غرش توپ ها و صدای هواپیما های جنگی ، فوتبال بازی کنید ، به این امید که غرق شادی و پایکوپی هزاران تماشاگری باشید که عاشقانه بازی شما و تیم تان را به نظاره بنشینند ، ذات فوتبال همه چیزش را در اختیار تان می گذارد

هرچه خالصانه به فوتبال بها بدهید مطمئن باشید ، فوتبال چند برابرش را به شما خواهد داد

مطالعه و دنبال کردن فوتبال باعث شد که همیشه از دریچه خاصی به آن نگاه کنم

جزئیات را بیشتر دنبال می کردم و بیشتر مرببان صاحب سبک را از نگاه ویژه ای دنبال می کردم و می کنم

گاها در کوچه ها و زمین های خاکی ، بازی بچه ها را دنبال می کردم واز آن ها یاد می گرفتم

فوتبال اقیانوسی است که هر چه بخواهید به ساحلش برسید ، به عمقش خواهید رسید

جناب یزدانی ، با توجه به اشراف شما بر اغلب موضوعات فوتبال روز اروپا و هم چنین اثبات کار آمدی تان از بعد کارشناسی فوتبال ، کیفیت فعلی فوتبال ملی و باشگاهی ایران را به طور کلی چه طور می بینید ؟

فوتبال ملی و باشگاهی ما درقاره کهن ، از قدمت زیادی برخوردار است

شاهد این ادعا قهرمانی سه گانه جام ملت های آسیا در سه دوره متوالی درسال های ۱۹۶۸ – ۱۹۷۲ – ۱۹۷۶ و کسب دو جام باشگاه های آسیا توسط باشگاه استقلال و یک بار توسط پاس و همچنین قهرمانی درجام در جام آسیا به وسیله پرسپولیس است

تیم ملی ایران تا قبل از کی روش ، حرکتی پر فراز و نشیب و سینوسی وار داشت ، اما از هنگامی که کارلوس کی روش سکان هدایت تیم ملی ایران را در دست گرفت ، تیم ملی ما از ثبات و آرامش خوبی برخوردار شد و اعتماد به نفس بالائی بین بازیکنان و حتی مردم ما به وجود آورد

گر چه هنوز در بعد فوتبال تهاجمی هنوز ایراداتی وجود دارد ، اما ثبات ، نظم و دیسیپلینی که کی روش در تیم ملی ایران به وجود آورد ، عامل مهم و تاثیر گذاری در موفقیت های اخیر تیم ملی ایران بوده است

مشکل فوتبال ملی را بنده در پسا کی روش می بینم ، زیرا تیم ملی ما بر محوریت کی روش بنا شده است و بازیکنان ملی فوتبال ایران ، حول این محور می چرخند

فوتبال ما فرد گرا شد و همه چیز در کی روش خلاصه می شود

سبک و فلسفه ای که این مرد مصمم و منضبط پرتغالی در تیم ملی ایران به وجود آورد ، پس از رفتنش ، خلاء بزرگی را در تیم ملی ایران ، به وجود خواهد آورد

دقیقا مانند کره جنوبی پس از گاس هیدینگ را تداعی خواهد کرد

زیرا سبکی که کی روش در تیم ملی ما ایجاد کرد ، پس از او دچار تغییرات عمده ای خواهد شد و اهمیت کار مسئولان فدراسیون را سنگین خواهد کرد

زیرا نفر بعدی در تیم کار سخت و دشواری در پیش خواهد داشت

فوتبال باشگاهی ما نسبت به تیم ملی ما در زمینه های مختلف ، عقب تر است ، زیرا ما در زمینه های ، آمادگی بدنی و به ویژه ذهنی و روانی و بحث تاکتیکی هنوز با مشکلات جدی در باشگاه های خود ، روبه رو هستیم ، اما فوتبال باشگاهی از نظر تکنیکی بسیار جلو تر از سه بعد فوق است ، ما در زمینه تکنیکی از بهترین های آسیا هستیم و مردم ما فوتبال فانتزی را خیلی می پسندند

البته در فوتبال باشگاهی ما زمینه آمادگی جسمانی و روانی و تاکتیکی نسبت به سابق درحال پیشرفت است ، ولی هنوز فوتبال ایران از نظر زیر ساخت ها و بحث پخش تلویزیونی ، جذب بازیکنان و مربیان با کیفیت خارجی و استفاده از تجارب آنها ، با فوتبال شرق آسیا ، مانند کره جنوبی ، ژاپن و چین و حتی کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس خیلی ، عقب تر هستیم ، زیرا فوتبال ما در برزخ بین آماتوری مدرن و فوتبال تمام حرفه ای دست وپا می زند

این بلا تکلیفی بین آماتوریسیم جدید و حرفه ای ، در تیم ملی ما هم نمود دارد و برای همین است که کی روش ، همواره لژیونرها را در هرشرایطی بر بازیکنان داخلی ارجحیت می دهد

نمونه بارز آن کاوه رضایی است و با احترام به تک تک مربیان داخلی که بسیار مخلصانه کار می کنند ، فوتبال ما در رده پایه هنوز مشکلات عمده ای دارد

زیرا فوتبال پایه ، هنوز جایگاه خود را در فوتبال ما پیدا نکرده است و مربیان آن از نظر امکانات زیر ساختی و مالی دچار مشکلات فراوانی هستند و از طرفی از نظر رسانه ای هم خیلی مظلوم واقع شده است

حال آن که در کشورهای صاحب فوتبال ، مدارس فوتبال و آکادمی های باشگاه ها از جایگاه و اهمیت ویژه ای برخوردار هستند ، اما درفوتبال باشگاهی ما ، آکادمی ها کمترین اهمیت را دارند و فعالیت های مربیان فوتبال پایه ما ، در برنامه های تلویزیونی مطلقا بازتاب ندارند

اگر شکل فوتبال ما از برزخی که در آن گیر افتاده است ، رها شود و فوتبال باشگاهی ما از شکل دولتی آن ، کم کم روی به فوتبال خصوصی بیاورد ، می توان به آینده آن امیدوار بود

فوتبال ما نیاز به نگرش جدیدی دارد ، زیرا با این رویکرد ، فوتبال باشگاهی ما در سطح آسیا حالا حالا ها ره به جایی نخواهد برد

فوتبال ملی ، آئینه ی تمام نمای فوتبال باشگاهی هر کشوری است ، اما چرا فوتبال ملی بزرگسالان ما نسبت به فوتبال باشگاهی ما جلوتر است ، یک دلیل عمده دارد و آن ، نگاه ونگرش و برنامه ریزی ویژه وخاصی است که کی روش دارد و همین امر ، تفاوت ها را رقم زده است

سپاس گزارم از زمانی که در اختیار ما قرار دادید و ممنون از مطالب تازه ای که مثل همیشه ارائه نمودید
به عنوان یکی از سوال های آخر و بر خلاف اصول حرفه ای و تخصصی در رشته فوتبال ، با توجه تعیین گروه بندی سی و دو تیم حاضر در آورد گاه مسکو و مشخص شدن حریفان ایران در دور گروهی و مقدماتی ، به طور واضح پیش بینی تان از سرنوشت تیم ملی کشورمان در جام جهانی روسیه چیست ؟

بنده فکر کنم هر کشوری که در جام جهانی به عنوان بزرگ ترین آورد گاه فوتبال جهان محسوب می شود حضور یابد ، باید خود را آماده بازی و مبارزه با هر تیمی و در هر سطحی از نظر کیفیت فنی و لول جهانی کند

تیم ملی کشورمان ، با توجه به حضور دو تیم پر قدرت پرتغال و اسپانیا که هر دو تیم به صورت مستقیم از گروه های خود در قاره اروپا به جام جهانی روسیه صعود کرده اند ، صعود ما از این گروه خیلی سخت و دشوار شده است ، اما غیر ممکن نیست ، زیرا فوتبال بازی شگفتی هاست

همه کشور ما در جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل، ایران را کیسه بوکس آرژانتین می دانستند ، اما اگر آن پنالتی که روی دژاگه انجام گرفت را داور صرب می گرفت ، بسیاری از معادلات گروه به هم می خورد و تیم ملی فقط روی نبوغ مسی جوان آن دوران شکست خورد

البته چنانچه دیدار های تدارکاتی قوی برای تیم کی روش درنظر بگیرند ، علی رغم دشواری صعود ، می توان امیدوار بود

نتیجه بازی نخست ما مقابل مراکش می تواند در راه صعود احتمالی مان ، تعیین کننده باشد

گر چه مراکش نیز پس از دو دهه غیبت با تیمی با کیفیت و قدرت مند که از بازیکنان خوبی که بیشتر آنها در تیم های اروپائی بازی می کنند ، وارد بازی ها می شود و کار ما را نیز سخت می کند ، زیرا آن ها هم همین نگاه را برای صعود دارند

پیروزی در دیدار اول جام جهانی ، همیشه می تواند سکوی پرتاب تیم ها برای صعود باشد و همیشه از اهمیت خاصی برخوردار است

اگر بتوانیم در بازی اول مغرب را ببریم ، می توان به آینده امیدوار بود

اما گروه ما نسبت به ۴ تیم دیگر آسیائی به ویژه عربستان و ژاپن و حتی کره جنوبی ، مشکل تر است‌ ، اما شناخت کی روش از فوتبال پرتغال و حتی اسپانیا می تواند تا اندازه ی زیادی بازیکنان ما را از نظر روحی و روانی ، آماده نبرد با آن ها کند

در فوتبال هر اتفاقی ممکن است رقم بخورد و نتایج هیچ گاه از پیش تعیین شده نیستند ، اما باید مسئولان فوتبال ما قبل ازجام جهانی دیدار های تدارکاتی قوی را با کشورهای درجه یک فوتبال جهان ترتیب دهند ، تا به قول معروف ترس بچه های ما بریزد و بازی با تیم های درجه چندم جهان ، دردی از فوتبال ما دوا نمی کند

باید به صعود امیدوارم باشیم و با کشورهائی بازی کنیم که به سبک فوتبال سه کشور گروه ما بخورند و اگر از هم اکنون آیه یاس بخوانیم و خود را از پیش بازنده بدانیم ، باید فاتحه فوتبال را خواند

همه مردم ایران باید پشت تیم ملی کشورشان باشند و به آن ها اعتماد کنند و تجارب بازی با آرژانتین ، نیجریه ، روسیه و شیلی می تواند ، بازیکنان ما را برای نبرد های سخت روسیه آماده کند

به عنوان آخرین سوال ، کنجکاوم نظر شخصی جناب عالی به عنوان یک هم وطن عرب زبان و جنوبی را ، نسبت به مسئله سیاسی عدم میزبانی باشگاه های ایرانی و عربستانی از یک دیگر ، همراه با راه کار های حل این چالش جویا شوم ؟

بنده اعتقاد دارم که ورزش و به ویژه فوتبال زبان مشترک ملت ها هستند و مردم جهان از طریق ورزش به فرهنگ و تمدن هم آشنا خواهند شد و همواره اعتقاد دارم که ورزش و سیاست دو مقوله جدا از هم هستند

فلسفه بنیادین ورزش از عهد باستان نزدیکی مردم و زدودن کینه هاست

ورزش و خصوصا فوتبال به عنوان جذاب ترین و فراگیرترین رشته ورزشی جهان سوای رنگ پوست ، زبان ، نژاد ، دین و مذهب، همه را در یک تیم در مستطیل سبز گرد هم می آورد ، تا همه به اتفاق یک کار مشترک انجام دهند

به نظرم کشور عربستان سعودی به دنبال راهکار سیاسی نیست ، تا بتوان این مشکل را بصورت مسالمت آمیز حل کرد و برای همین کنفدراسیون فوتبال آسیا رای به میزبانی در کشوری دیگر ، برای هر دو کشور داد

تنها راه حل این معضل راهکار عاقلانه و به دور از مسائل سیاسی و از طریق دیپلماسی است

از یاد نبریم که رابطه تیره و تار و چند دهه چین و ایالات متحده امریکا از طریق ورزش تنیس روی میز بهبود یافت و از سر گرفته شد و به سیاست پینگ پونگی نیز در جهان معروف شد

چنانچه عربستان تصمیم AFC را بپذیرد ، چه بسا از طریق فوتبال دوباره دو کشور ایران و عربستان ، رابطه دیپلماتیک خود را از سر گیرند

ورزش جدا از سیاست همواره باعث نزدیکی ملت هاست ، زیرا به جز این ، مطمئنا ورزش از اصل و منطق و فلسفه خود ، جدا خواهد شد

باز هم ممنون از پاسخ های هوشمندانه جناب عالی ، امید واریم خروجی چنین مصاحبه هائی با اهالی فن ، کما فی السابق مورد استقبال مخاطبان حرفه ای رسانه فوتبال ایرانی قرار گیرد و بر کیفیت فنی فوتبال کشور مان در ابعاد بین المللی تاثیر گذار باشد
سپاس و بدرود





نوشتن دیدگاه

شما میتوانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید برای اینکار از وب سایت آواتارکمک بگیرید .